حبیب الله تاکی فرهنگی پیشکسوت شهرضایی و همرزم شهید ابراهیم همت از آن دسته معلمانی است که روزگار خود را صرف تعلیم و تربیت کرده است و امروز در آستانه ورود به دهه پنجم تدریس خود پای تخته سیاه مدارس شهرضا است که به بیان خاطرات خود پرداخته است.
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی و روابط عمومی ادارهکل آموزش و پرورش استان اصفهان، ستارههای درخشان عرصه تعلیم و تربیت در کشور موسپیدانی هستند که جوانی خود را صرف تعلیم دانشآموزانی کردند که این روزها در حال آیندهسازی برای ایران اسلامی هستند.
حبیب الله تاکی فرهنگی پیشکسوت شهرضایی و همرزم شهید ابراهیم همت از آن دسته معلمانی است که روزگار خود را صرف تعلیم و تربیت کرده است و امروز در آستانه ورود به دهه پنجم تدریس خود پای تخته سیاه مدارس شهرضا است.
گفتوگوی خواندنی این معلم پیشکسوت را با پایگاه اطلاعرسانی و روابط عمومی ادارهکل آموزش و پرورش استان اصفهان را در زیر میخوانید:
*سؤال: خودتان را معرفی کنید.
تاکی: بنده در سال 1341 در شهرضا متولد و سال1361 وارد شغل شریف معلمی شدم؛ دو مدرک کارشناسی ارشد دارم که یکی الهیات و دیگری مدیریت است و سال گذشته با 37 سال خدمت به افتخار بازنشستگی نائل آمدم اما کماکان با آموزش و پرورش در امر تدریس به دلیل علاقهام همکاری میکنم و در این دوران افتخار داشتهام یکسال به عنوان معلم نمونه کشوری و یکسال به عنوان معلم نمونه استانی انتخاب شدم و از افتخارات بنده حضور بیش از 38 ماه در جبهه های جنگ بود که چند ماهی هم همرزم شهید حاج ابراهیم همت بودم که از افتخارات زندگی من بودن در کنار شهیدان و رزمندگان غیورو خصوصا شهید همت بود.
*سوال: یکی از خاطرات خود در زمینه تجربههای کسب شده در آموزش و پرورش را بیان کنید.
تاکی: در دوران تدریس خود در آموزش و پرورش تجربههای زیادی کسب کردم که در یکی از آنها به خاطر دارم در دهه شصت دردبیرستان روستای اسفرجان تدریس میکردم و یکی از دانشآموزان را به علت غیبت زیاد از کلاس اخراج کردم تا اینکه یک روز دیدم این دانشآموز بدون اجازه و هماهنگی با بنده یا مدیر مدرسه دوباره سرکلاس نشسته که به او گفتم فعلا بیرون کلاس باش تا تکلیف غیبتهایت مشخص شود.
وی در حالی که از کلاس بیرون میرفت شروع به مشاجره و فحاشی کرد، به طوریکه بقیه دبیران هم صدای او را شنیدند و تصمیم گرفتند صورتجلسهای تنظیم کنند تا دانشآموز به مدرسه ی دیگری در دهاقان منتقل شود.
حدود یکماه از این اتفاق گذشت و من برای عملیات کربلای 4 عازم جبهه شدم و در جبهه به بچههای رزمنده درس میدادم و از داستانها و قصههای قران برایشان تعریف میکردم و به تاکی قصه گو معرف شده بودم تا اینکه به دعوت حجتالاسلام رجائیان برای گردانی که اکثر رزمندههای آن از روستاهای اسفرجان و هونجان و منطقه دهاقان بودند قصههای قرآنی را تدریس کنم.
وقتی آنجا رفتم و پشت تریبون قرار گرفتم تا کلاس درس را شروع کنم دیدم همه رزمندهها مسلح و آماده برای عملیات کربلای4 هستند که دربین این رزمندهها ناگهان چشمم به فردی افتاد که قیافهاش برایم آشنا بود و خوب که در چهرهاش خیره شدم، دیدم همان حبیبالله دانشآموز اخراجی من در دبیرستان اسفرجان است که با سر تراشیده و با لباس رزم بین بچههای رزمنده نشسته است که پس از پایان کلاس مشاهده کردم شتابان به سمت من حرکت میکند و با توجه به اینکه او را از کلاس بیرون کرده بودم انتظار داشتم که برخورد مناسبی با من نداشته باشد، اما او من را در آغوش کشید.
پس از آن با مدرسه تماس گرفتم و از آنجا که فکر میکردم علت ترک مدرسه توسط این دانشآموز من هستم، درخواست کردم که او را به کلاس درس بازگردانند و مسؤولان مدرسه به والدین وی اطلاع داده بودند که او میتواند به مدرسه بازگردد.
*سؤال: ویژگیهای یک معلم تأثیرگذار چیست؟
تاکی: علاوه بر مسلط بودن فرد به موضوع تدریس درس، کاریزمای شخص و قدرت جذب دانشآموز توسط معلم ویژگی مهمی است که در معلمان باید وجود داشته باشد و اگر معلم نتواند با قلب دانشآموز ارتباط برقرار کند، نخواهد توانست بر روی دانشآموز تاثیرگذار باشد و دانشآموز باید احساس کند که معلم او را دوست دارد و در درجات بعد بحث علمی اوست که باید توانا در استفاده از تکنولوژیهای آموزشی باشد.
*سوال: درباره شهید همت و خاطراتی که از وی دارید توضیح دهید.
تاکی: در عملیاتهای کربلای 4، کربلای5، مسلمبن عقیل، ظفر7 که در سلیمانیه عراق انجام شد بودم و درباره شهید همت باید بگویم که نباید صرفاً به شخصیت نظامی او پرداخته شود چرا که شهید همت پیش از آنکه یک فرمانده باشد، یک معلم بود و دبیر رشته علوم تجربی بود.
روزی که شهید همت از پادگان پاوه به جنوب و پادگان دوکوهه برای فرماندهی تیپ 40 محمدرسولالله اعزام شد، تمام وسایل زندگیاش در یک ماشین وانت قرار داده میشود که این نشانگر این مطلب است که وی زندگی سراسر سادهای داشته و تعلقات دنیاییاش بسیار اندک بوده است.
یکی از ویژگیهای بارز شهید همت ارتباط صمیمی وی با بسیجیان لشگر خود بود که این ارتباط پیوند ناگسستنی را ایجاد کرده بود و این به دلیل آن بود که وی همواره خود رابسیجی میدانست و بهترین زمان ملاقات برای این فرمانده لشگر زمان اذان ظهر هنگامی که مانند بسیجیان کنار تانکر آب درحال وضو گرفتن بود.
*راجع فعالیتهای جنبی خود توضیح دهید.
تاکی: از ابتدای انقلاب اهل کوهنوردی بودم و حتی برای کوهنوری به کشور عراق هم سفر کردهام و قلههای تفتان، سبلان و دماوند را آن هم در سن 60 سالگی صعود کردم و به همه همکاران پیشکسوت خود این موضوع را پیشنهاد میدهم و استفاده از طبیعت را برای خود یک اصل قرار دهند.